
نه کسی باور میکنه و نه میتونه درک کنه . وقتی که میگم اونقدر رنج ندیدنش برام سخت و سنگینه که در تمام عمرم چنین زجری نکشیدم .ولی این زجر و عذاب بقدری برام دلچسب و شیرینه که میترسم با وصالش این زجر شیرین تموم بشه!!!!!!!!شاید دیوانگی یعنی همین!!!!!!!! آرزوی یک لحظه دوباره با هم بودن را دارم. اما نگرانم .!!نگران!! + نوشته شده توسط م.جاوید در شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ و ساعت 20:59 | ...
ادامه مطلب
گفتی که تو را شوم ،مدار اندیشه، دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه کو صبر و چه دل ،کانچه دلش می خوانند یک کاسه ی خون است و هزار اندیشه (اقتباس)...
ادامه مطلب
درد امشب من که خوابم را حرام کرده است تاوان آرامش هایی است که در کنار تو داشته ام، امیدارم آرامش تو دردمندانه نباشد، ...
ادامه مطلب