وقتی که میگم اونقدر رنج ندیدنش برام سخت و سنگینه که در تمام عمرم چنین زجری نکشیدم .ولی این زجر و عذاب بقدری برام دلچسب و شیرینه که میترسم با وصالش این زجر شیرین تموم بشه!!!!!!!!
شاید دیوانگی یعنی همین!!!!!!!!
آرزوی یک لحظه دوباره با هم بودن را دارم.
اما نگرانم .!!نگران!!
برچسب: شیرین,
نویسنده: طاها اسدی