آمدی از راه دور، بردل غمگین من
مرهمی از عشق تو ،زد به دل پیر من
من که غمین بودم و خسته از این روزگار
تشنه ی یک جرعه ای ،تا که بیاید به کار
این دل غم دیده ام ،عمر همه سر به زیر
خسته و درمانده و در غم دوران اسیر
کودکی افسانه ای ،لیک تنم زرد و پیر
عاشق بازی شدم ،لیک کمی گشته دیر
از صفت روزگار ،عمر نیاید به کار
کودک عاشق شده ،بی خبرو بی قرار
من به فلک داده ام دست و دل بی قرار
دست و دلم زد گره،زلف سر و عشق یار
چشم و دلم گشته خون ،از غم عشق وجنون
خنجری از چشم یار ،کرده دلم پر زخون
چشم و دل خون شده ،کی دگر آید به کار
گر بودم دیگری،خون کنمش بهر یار !
برچسب: برنامه کودک دوقلوهای افسانه ای,دانلودبرنامه کودک دوقلوهای افسانه ای,برنامه کودک دوقولوهای افسانه ای,
نویسنده: طاها اسدی