
چشمان تو روباه صفت در طمع مرغِ دلمدانه ریخت!...
ادامه مطلب
به نام خدا سینه ام سنگین است رازهایم بسیار نازنینم دور است همدمی هم نزدیک! حرفهایم بسیار آتشی افکنده جان من در شعله استخوان هایم سست دستهایم سرد است اشکهایی جاری گونه هایم مرطوب زندگی پر درد است ، روزهایم چون شب آسمانم خاموش ، آه ! که بختم کور است یک ستاره اینجا یک شبی سوسو داشت چشم هایم کم نور یا ستاره دور است؟ پای رفتن هم نیست شاید اینجا امروز تقدیر هم این است! با همه تنهایم! یک اتاق تاریک هست ت...
ادامه مطلب